در طول موسیقی درمانی فعالیت مغزی افراد با سایرین هماهنگ است

    این تحقیق که به وسیله پروفسور جرج فنر و دکتر کلمنز مایدوف از دانشگاه انگلیا راسکین هدایت می شد در مجله Frontiers in Psychology چاپ شده است.

    این اولین مطالعه موسیقی درمانی است که در فرایندی به نام هایپراسکنینگ فعالیت های مغزی دونفر را همزمان ضبط میکند و این اجازه را به پژوهشگران می دهد که برهمکنش های مغزی اشخاص رابهتر بفهمند. 

     در طول جلسه ای که در مطالعه ثبت گردیده،همزمان که مریض درباره بیماری خطرناک درخانواده اش توضیح میدهد یک موسیقی کلاسیک پخش میشد .هم بیمار وهم درمان کننده کلاهک های الکتروانسفالوگرام(EEG)را پوشیده بودندکه حاوی سنسورهای دریافت کننده سیگنال های مغزی است.خود جلسه هم با دوربین های همگام باEEGفیلمبرداری می شد.

    درمان کننده ها درتلاش برای رسیدن به”لحظات تغییر”بودندیعنی هنگامی که با بیمار ارتباطی معنادار برقرار میکردند. لحظه ای ناگهان فعالیت مغزی بیمار از نقطه ای با احساسات عمیق منفی به احساسی مثبت تغییر کرد.لحظاتی بعد درست زمانی که درمان کننده متوجه شد درمان واقعا عمل میکند،EEG وی نیز تغییرات مشابهی را نشان داد.در مصاحبه های بعدی هردونفر لحظه ای را که احساس کردند درمان نتیجه بخش است ،تشخیص دادند.

     محققان زمانی که احساسات مثبت ومنفی در جریان بودند فعالیت های لب پیشانی راست و چپ را بررسی کردند.آنها با آنالیز صورت جلسه، هایپراسکنینگ و فیلم همراهش قادر بودند انطباق فعالیت های مغزی را باهرکدام از رویداد ها بسنجند و چگونگی”لحظه تغییر” بیمار و درمان کننده را در داخل مغز نشان دادند.

     پروفسور فنر ،استاد موسیقی،میگوید: این پژوهش گام مهمی در مطالعات موسیقی درمانی بود.درمان کنندگان گزارشی از ارتباطات و تغییرات حسی خود دادند و ما قادر بودیم صحت این اطلاعات را با کمک یافته های خود بسنجیم.جنبه درمانی موسیقی میتواند سلامتی را بهبود بخشد و عارضه هایی مانند اضطراب،افسردگی،اوتیسم و زوال عقل را درمان کند. درمان کنندگان مجبور بودند با تکیه بر واکنش های بیمار اثر بخشی این روش را بسنجند اما ما با کمک هایپراسکنینگ می توانیم آنچه را که دقیقا در مغز بیمار رخ می دهد ببینیم.

     وی افزود: با این وسیله ما قادر خواهیم بود تغییرات جزئی و حتی نامحسوس را که در طول درمان رخ می دهد نشان دهیم.برای درمان بیماری که به سختی ارتباط کلامی برقرار می کند برجسته سازی نقاط دقیقی که در آن درمان اثربخش بوده میتواند بسیار مفید باشد. علاوه بر این، یافته ها میتواند ما را در درک بهتر روند احساسات در سایر گونه های درمان یاری کند.